louis vuitton handbags outlet louis vuitton outlet
www.Diarunadiar.com
امروز ۱۳۹۷ سه شنبه ۲۴ مهر

ناگفته ها

گفتگو

مقالات

گزارش

آمار سایت

ارسال به دوستان  نسخه چاپی
نادر انتصار:
 نقش و همکاری های قاسملو با صدام حسین در جنگ هشت ساله ایران و عراق
نقش بارزانی و طالبانی در همکاری با ایران

نادر انتصار  | صدام حسین، در یک جلسه ویژه مجلس ملی عراق، با بیان این‌که جمهوری اسلامی ایران همچون رژیم قبلی ـ پادشاهی محمدرضا پهلوی ـ به سیاست حمایت و تحریک سازمان‌دهی شده از «شورش کُردها در داخل عراق اقدام کرده است».(۱) مسأله کردستان را برای توجیه ابطال توافقنامه الجزیره به میان آورد. برخلاف ادعاهای صدام حسین، غیرمحتمل به نظر می‌رسید که جمهوری اسلامی، منابع ضروری یا حمایت سازمان‌دهی شده‌ای را برای تداوم سیاست شاه نسبت به کُردها در برابر عراق دارا باشد ، خصوصاً از لحاظ این واقعیت که جمهوری اسلامی در بحبوبه نبرد با کُردهای خود بوداما در واقع، عراق ورق بازی را برگردانده بود و کُردها را در داخل ایران تحریک می‌کرد. بنا به گفته اریک رولو  ـ خبرنگار لوموند، روزنامه پر تیراژ و با نفوذ پاریس ـ در مصاحبه با رهبر حزب دمکرات کردستان ایران ـ (دکتر قاسملو) کشور عراق، منبع اصلی کمک و مساعد خارجی به حزب دمکرات کردستان ایران بود.

دکتر بنی‌صدر، رئیس جمهور تبعیدی ایران در کتاب خود به زبان ایتالیایی به سندهایی به دست آمده از کُردها اشاره دارد که نشان‌دهنده دخالت عراق در تمام اشکال مختلف آشوب کردستان در ایران، بعد از انقلاب ایران است.(٢) گرچه تعیین میزان و وسعت دخالت ایران و عراق در تحریک قیام کُردها در کشورهای همدیگر، قبل از شروع جنگ ایران ـ عراق امری بسیار مشکل به نظر می‌رسد، اما بعد از شروع جنگ، دو طرف اقدامات ویژه‌ای را برای وارد کردن جمعیت‌های کُرد آن دو کشور در جنگ انجام دادند. نخست عراق کارت بازی کُردها را به‌عنوان ابزاری استراتژیک جهت تضعیف ایران به کار برد. هم‌چنین جنگ داخلی بین گروه‌های مختلف کُرد، استفاده از بازی کارت کُردها را برای بغداد آسان‌تر می‌ساخت. برای مثال، اتحادیه میهنی کردستان به رهبری جلال طالبانی با حزب دمکرات کردستان عراق ـ قیاده موقت به رهبری برادران بارزانی ـ ادریس و مسعود ـ درگیر بود. حرب دمکرات کردستان ایران به رهبری دکتر قاسملو «از حزب دمکرات کردستان عراق به رهبری بارزانی نفرت داشت ، زیرا از شاه سلاح پذیرفته بود».(۳) به طور کلی، به خاطر فقدان یک جبهه متحد کُرد و در دو سال اول جنگ ایران و عراق، مؤثر بودن مقاومت کُردها و کارآیی آنان در برابر عراق تضعیف شد.

در ژانویه ۱۹۸۱ هنگامی که حکومت بعث، یک راه تدارکاتی را برای پیشمرگه‌های حزب دمکرات کردستان ایران به رهبری دکتر قاسملو در نزدیکی شهرهای قصر شیرین و نودشه ایجاد می‌کرد، اولین تلاش مؤثر عراق برای استفاده از بازی کارت کُردها، انجام شد. کنترل شهر نودشه، هدف اولیه عراق بود. چون موقعیت استراتژیک این شهر، ایران را از سودای تأسیس جاده ارتباطی تهران ـ بغداد باز داشت. به طور نسبی عراقی‌ها در شکست دادن و متلاشی کردن نیروهای سپاه پاسداران که دارای سلاح سبک و واحدهای نظامی و نیز ارتش منظم ایران ـ مستقر در منطقه ـ موفق بودند. حزب دمکرات کردستان ایران ـ با کمک و مساعدت‌های بغداد ـ یک مقر فرماندهی مهم را در نودشه ایجاد کرد و یک تهاجم سه ماه ـ با عملیات چریکی ـ علیه نیروهای ایرانی انجام داد که با برخی موفقیت‌ها هم همراه بود.(۴

حزب دمکرات کردستان ایران در ابتدای آوریل سال ۱۹۸۱، از جانب اتحادیه میهنی کردستان ـ به رهبری طالبانی ـ و گروه‌های چریکی اپوزیسیون و مخالف ایران ـ مانند مجاهدین خلق و چریک فداییان خلق ـ و مهمات و تسلیحات حزب بعث عراق، مورد حمایت قرار گرفت و پاسداران را به عقب‌نشینی وادار کردند که از شهرهای مهمی در کردستان ایران، مانند سنندج ـ مرکز کردستان و یک مرکز مهم نظامی ـ بیرون بروند.

حزب دمکرات کردستان ایران و طرفدارانش سپس به مهاباد تهاجم نظامی کردند، آنهم حمله‌ای رودررو به شهر مهاباد و ایجاد یک کانون آزاد شده کردستان؛ به همان روش و شیوه‌ای که کُردها ۴۵ سال پیش‌تر در جمهوری ناکام مهاباد، ایجاد کرده بودند. نیروهای ایران در اسرع وقت، موفق به تجدید سازمان‌دهی شدند و یک رشته ضدحملات را علیه حزب دمکرات کردستان ایران انجام دادند. علاوه بر این، در آوریل سال ۱۹۸۲، حمله ایران در شمال، تلفات سنگینی را به نیروهای عراق وارد آوردند و آنان را به عقب‌نشینی از خاک ایران ودار کردند. در نتیجه، هنگامی که نیروهای زمینی ایران تحت فرماندهی سرهنگ صیاد شیرازی، به یک رشته حملات کاملاً موفقیت‌آمیز علیه نیروها و پایگاه‌های حزب دمکرات کردستان ایران را آغاز کردند، شانس و اقبال حزب دمکرات کردستان ایران در ماه مه ۱۹۸۲، سیر نزولی را پیمود.

استراتژی سرهنگ شیرازی در عین حال ساده اما مؤثر بود. وی با چرب‌زبانی و ترغیب و مهربانی، نیروهای دکتر قاسملو را به گسترش و پراکنده ساختن بیش از حد، ترغیب نمود. سپس نیروهای بیش از حد پراکنده شده و دور افتاده را محاصره و ضربه‌ای سخت به آنان وارد ساخت که دیگر هرگز نمی‌توانستند، جبران مافات نمایند. امید ـ کاذب ـ دکتر قاسملو به ایجاد یک منطقه و کانون آزاد شده در کردستان، محو شد و حزب دمکرات کردستان ایران به یک ابزار فرعی یا آلت حاشیه‌ای عراق در جنگ ایران در عراق مبدل شد.(۵) دکتر قاسملو جهت جلوگیری از نابود شدن امیدهایش و نجات بعضی از شانس‌های خود با رئیس جمهور سابق ایران ـ دکتر بنی‌صدر ـ تماس گرفت و از وی دعوت کرد تا در ایجاد یک حکومت موازی، جهت سرنگون ساختن حکومت روحانیون حاکم در تهران به او بپیوندد. دکتر قاسملو به دکتر بنی‌صدر اطمینان داد که هدف جنبش وی «خودمختاری برای کردستان و دمکراسی برای ایران» است. دکتر بنی‌صدر با بیم از این‌که دکتر قاسملو انگیزه‌های جدایی‌طلبانه را در ذهن پرورش می‌دهد اما اکنون آن را مخفی ساخته است، هرگز دعوت وی را نپذیرفت.

حکومت جمهوری اسلامی، بعد از کنترل احزاب کُرد تجزیه‌طلب خود و بیرون راندن نیروهای عراقی از کردستان ایران، به استفاده از بازی کارت کُردها پرداختند. ایرانیان در مقایسه با عراقی‌ها در بهره‌برداری از منابع کُردهای خودشان و استثمار سرمایه‌درای آنان در طول جنگ ایران ـ عراق بسیار مؤفق‌تر از عراقی‌ها بودند.

جمهوری اسلامی نه تنها حمایت حزب دمکرات کردستان عراق به رهبری مسعود و ادریس بارزانی را ـ در ۱۹۸۳ ـ به دست آورد، بلکه هم‌چنین موفق به جلب حمایت اتحادیه میهنی کردستان به رهبری جلال طالبانی ـ با این وجود که زمانی مارکسیست بودند ـ و تشکل یک جبهه کردستان متحد علیه رژیم عراق، شد. در سال ۱۹۸۷، طالبانی به طور غیرمنتظره در پاسخ به درخواست اسلامی، واکنش مثبتی نشان داد.(۶) همچنان‌که بیم رژیم عراق از چشم‌انداز وجود یک جبهه بالقوه بی‌ثبات کننده ـ کُرد و ایران ـ در شمال این کشور فزونی می‌یافت. طبق گزارشات، صدام حسین تلاش‌هایی در جهت انجام مذاکرات مجدد و محرمانه با کُردها انجام داد.(٧

هر چند که رژیم عراق در پی ایجاد یک سازش موقت با گروه‌های کُرد خود بود، اما از جانب آنکارا برای متوقف ساختن فعالیت کُردها در امتداد مناطق مرزی با ترکیه، تحت فشار شدید قرار گرفت. ترکیه ادعا داشت که از مناطق مرزی تحت کنترل حزب دمکرات کردستان عراق ـ مسعود و ادریس بارزانی ـ به‌عنوان پایگاه اصلی حملات ضدترک، توسط کُردها استفاده می‌شود. هم‌چنین حکومت ترکیه، کُردهاهی عراقی را به خاطر آشفتگی و آشوب‌های مهمی که در سراسر جنوب شرق ترکیه رخ می‌دهد، مقصر می‌دانست. طبق اخبار متفاوت در فاصله سال‌های ۸۲-۱۹۸۱، هشتاد هزار نفر کُرد ـ و بیش از ٢ هزار نفر در ۱۹۸۳ ـ در ترکیه دستگیر شدند.(٨

چون نفت عراق از طریق خط لوله‌ای که میادین نفتی کرکوک را به ساحل مدیترانه متصل می‌ساخت، صادر می‌شد. حکومت بعث توانایی کامل دور نگه داشتن ترکیه و به خطر انداختن شریان حیاتی‌اش را نداشت. در نتیجه، عراقی‌ها تسلیم فشارهای ترکیه شدند و در آوریل سال ۱۹۸۳، توافقنامه‌ای را در زمینه اقدامات امنیتی امضا کردند که به نیروهای ترکیه اجازه می‌داد تعقیب چریک‌های کُرد به خاک عراق وارد شوند. در ماه مه ۱۹۸۳، چریک‌های کُرد در پایگاه‌های عراق، به داخل ترکیه عبور کردند و چندین سرباز ترک را از پای درآوردند. ترک‌ها به توافقنامه امنیتی تعقیب چریک‌های کُرد، که در ماه آوریل منعقد شده بود، اشاره کردند و هزاران نفر از نیروهای آنان در یک مأموریت تنفتیش و تخریب به کردستان عراق وارد شدند که در نهایت منجر به دستگیری صدها پیش‌مرگه کُرد و حتی رهبران آنان شد. بسیاری از کُردهای دستگیر شده به بغداد تحویل داده شد که در فوراً اعدام و یا به مجازات‌هایی مانند حبس طولانی مدت، محکوم شدند.(٩) در تابستان ۱۹۸۳، یک جنگ مشترک عراق و ترکیه علیه کُردها شروع شد. کُردها، خصوصاً حزب دمکرات کردستان عراق (بارزانی)، به اتحاد با ایران برای مقابله با این تهدید جدید نیاز مبرم داشتند.

 

1- Ramazani, Revolutionry Iran, 60-61.
2- Abol Hassan Bani – Sadr, My Turn to Speak: Iran, the Revolution & Secret Deals with the U.S. (New York: Brassey’s [US], 1991). 69.
3- Edgar O’Balance, “The Kurdish Factor in the Gulf War”, Military Review 61, No. 6 (June 1981): 18.
4- Entessar, “The Kurdish Mosaic”, 95, and Edgar O’balance, The Gulf War (London: Brassey’s Defence Publishers, 1988), 133-134.
5- O’Balance, The Gulf War, 132-136.
6- Entessar, “The Kurdish Mosaic”, 96, and Christian Science Monitor, May 26, 1987.
7- Frederick W. Axelgard, A New Iraq?: The Gulf War and Implications for U.S. Policy, Washington Papers 133 (New York: Praeger Publishers, 1988), 31.
8- New York Times, June 30, 1982, and Mordechai Nisan, Minorities in the Middle East: A History of Struggle and Self-Expression (Jefferson, Nc.: McFarland, 1991), 41.
9- O’Ballance, The Bulf War, 137. See also, Nisan, Minorities in the Middle East, 43. For details of Iraqi-Turkish cooperaton on the Kurdish problem during the Iran-Iraq War, see Robins, Turkey, 58-64, and Bolukbasi, “Ankara, Damascus, Baghdad”, 23-28.

 

* منبع: کتاب سیاست کردها در خاورمیانه، نادر انتصار

 

تاريخ: ۱۳۹۲/۶/۴ تعداد بازدید: 10375

نظر کاربران
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:

جستجو
   

پربیننده ها